مطهر بن محمد جمالى يزدى
64
فرخ نامه ( دائرة المعارف علوم و فنون و عقايد ) ( فارسى )
دنبال كوتاه چون بپرد ، پاى باز قفا برد . و اگر جايى بيند كه تخم ريزند استيصال آن تخم بكنند و به مثل گويند : « تخمى كه كلنگ ديد نرست » . « 1 » و اگر باقلى با گوگرد بپزند و جايى بريزند و كلنگ چون بخورد بيفتد در حال ، چنانك نتواند رفت . / 75 / خاصيت : « 2 » [ خايه ] : ( اگر خايهء كلنگ به سرگين اندر كنند چند روز ، آنگه بيرون كنند و به موى سينه اندر مالند سياه شود . گوشت : اگر گوشت او بخورند مجامعت را عظيم سود دارد . اما چونكه بپزند به سركه بايد پخت و چون از ديگ برآرند ببايد كشيد و بگسلانيدن تا رگهاى او بيرون آيد . و اگر گوشت و پيه او بپزند و چربش آن در گوش كنند كرى را ببرد . زهره : اگر زهرهء او را با روغن زنبق بياميزند و در بينى صاحب لقوه افگنند ، سه روز پياپى ، چون از گرمابه بيرون آيد سود دارد . چشم : اگر چشم راست او را خشك كنند و بسايند و در چشم كنند خواب آورد . بوم اين بوم مرغى است كه به شب قوتى تمام دارد و به روز هيچ قوت ندارد . و با كلاغ عجب مخاصمتى دارد و عداوت سخت . و در خرابه مقام دارد يا در كوه . و آواز او به فال دارند . بعضى گويند بدست . و او را خاصيت است ) : سرگين : سرگين او با خردل بسايند و بر جايى كنند كه موى بركنده باشد هرگز باز نرويد . خايه : خايهء او در ديگى شكنند و آن ديگ بر سر برف نهند بجوشد و كف برآرد بىآتش .
--> ( 1 ) . اين مثل در امثال و حكم دهخدا ديده نشد . ( 2 ) . نسخهء « ك » تا پانزده سطر بعد افتادگى دارد و از « م » نقل مىشود .